دختر بابا و پسر مامان

دلم برای وبلاگم تنگ شده برای دوستای وبلاگی که الان اونها هم یا فعالیتشون خیلی کم شده یا اصلا نمی نویسن. خدا بگم این تکنولوژیو چکار کنه. یادتونه همیشه ازش بدم میومده و میاد. من اگه بشه الان هم دوست دارم نامه رو با خط خودم بنویسم اونطوری از تو نامه میشه احساسو بروز بدی. اما تو این ماشین ها ( یا به قول بقیه = کامپیوتر ) همه چیز خشک و ماشینیه. یه لایک می کنی و میری پی کارت.زندگی همه شده گوشی و تبلت.

در راستای رژیم همیشگی که می خوام از شنبه شروعش کنم یه همت کوچولو نموده و نوشابه هله و هوله را حذف نموده و به دوغ ( که البته اون هم کالری داره) و برگه هلو و زردآلو رو آوردیم. برنج هم که خیلی کم شده. البته یک مربی آقا ( بدنسازی ) هم یک رژیم متعالی بهم داد که رژیم پروتیینه و خیلی موثره اما من دو هفته رعایتش کردم چون همه اش یا جوجه کبابه یا کباب برگ یا ماهی کباب. خوب راستشو بگم من زیاد گوشتخوار نیستم و دو هفته کباب خواری خسته ام کرده بود. ها هاها  اون وسطها یک عدد پیتزا نیز تناول نمودیم و صد البته که با نوشابه رژیمینیشخندآقا جون من می گم شب بخوابم صبح پاشم ببینم لاغر شدم همین. لذتی که در خوردن و خوابیدن هست در هیچ چیز دیگه ای یافت نمیشهشیطان

راستی بین همه شیشلیک های جزیره اول پد ی ده دوم پ ا یا ب. بقیه جاها رو فراموش کنید.( کلا با این همه رستوران هایی که مثل قارچ در هر طرف جزیره روییده رستوران به معنای واقعی خوب نداریم. باز هم من فود لند و یکم فود کورت یعنی بعضی از غذاهاش رو توصیه می کنم صرف نظر ازاینکه هرکی میاد تو این مجموعه احساس می کنه که شهردار بورلی هیلزه و چنان ژستی میگیره که در حال غرق شدن نجاتش می دنسبز این مجموعه اصلا انرژی خوب نداره فقط ژسته و ....کلاس) برای اون دوستانی هم که اهل تفریحات ناسالم یعنی قلیون هستند هم یک پاتوق جدید پیدا کردیم که نام نمیبرم عینکتبلیغ مجانی میشه براش ولی خیلی خوبه هااا خودمونیمشیطان یک جای شیک و تمیز با محصولات خوب .....

* می خواستم عکس بزارم یادم رفته چطوری باید عکس بزارم یعنی سایتی که بشه عکس گذاشتو فراموش کردم.

فعلا تا بعدقلب

میشه لطفا به من بگید چرا نمیشه تو بعضی از وبلاگها کامنت  گذاشت؟ مشکل چیه و جطوری میشه حلش کرد؟مرسی

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ۱:٢٢ ‎ب.ظ توسط لیلیان نظرات () |

دلم برای وبلاگم تنگ شده برای دوستای وبلاگی که الان اونها هم یا فعالیتشون خیلی کم شده یا اصلا نمی نویسن. خدا بگم این تکنولوژیو چکار کنه. یادتونه همیشه ازش بدم میومده و میاد. من اگه بشه الان هم دوست دارم نامه رو با خط خودم بنویسم اونطوری از تو نامه میشه احساسو بروز بدی. اما تو این ماشین ها ( یا به قول بقیه = کامپیوتر ) همه چیز خشک و ماشینیه. یه لایک می کنی و میری پی کارت.زندگی همه شده گوشی و تبلت.

در راستای رژیم همیشگی که می خوام از شنبه شروعش کنم یه همت کوچولو نموده و نوشابه هله و هوله را حذف نموده و به دوغ ( که البته اون هم کالری داره) و برگه هلو و زردآلو رو آوردیم. برنج هم که خیلی کم شده. البته یک مربی آقا ( بدنسازی ) هم یک رژیم متعالی بهم داد که رژیم پروتیینه و خیلی موثره اما من دو هفته رعایتش کردم چون همه اش یا جوجه کبابه یا کباب برگ یا ماهی کباب. خوب راستشو بگم من زیاد گوشتخوار نیستم و دو هفته کباب خواری خسته ام کرده بود. ها هاها  اون وسطها یک عدد پیتزا نیز تناول نمودیم و صد البته که با نوشابه رژیمینیشخندآقا جون من می گم شب بخوابم صبح پاشم ببینم لاغر شدم همین. لذتی که در خوردن و خوابیدن هست در هیچ چیز دیگه ای یافت نمیشهشیطان

راستی بین همه شیشلیک های جزیره اول پد ی ده دوم پ ا یا ب. بقیه جاها رو فراموش کنید.( کلا با این همه رستوران هایی که مثل قارچ در هر طرف جزیره روییده رستوران به معنای واقعی خوب نداریم. باز هم من فود لند و یکم فود کورت یعنی بعضی از غذاهاش رو توصیه می کنم صرف نظر ازاینکه هرکی میاد تو این مجموعه احساس می کنه که شهردار بورلی هیلزه و چنان ژستی میگیره که در حال غرق شدن نجاتش می دنسبز این مجموعه اصلا انرژی خوب نداره فقط ژسته و ....کلاس) برای اون دوستانی هم که اهل تفریحات ناسالم یعنی قلیون هستند هم یک پاتوق جدید پیدا کردیم که نام نمیبرم عینکتبلیغ مجانی میشه براش ولی خیلی خوبه هااا خودمونیمشیطان یک جای شیک و تمیز با محصولات خوب .....

* می خواستم عکس بزارم یادم رفته چطوری باید عکس بزارم یعنی سایتی که بشه عکس گذاشتو فراموش کردم.

فعلا تا بعدقلب

 

 

نوشته شده در چهارشنبه ۳ اردیبهشت ۱۳٩۳ساعت ۱٢:٤٧ ‎ب.ظ توسط لیلیان نظرات () |

بازم با تاخیر اما اومدم.عجب هوایی شده ها. چه سرمایی به به. بخاری لازم شدیم. می گم خودمونیم این ک.ی ش وندان عزیز ما چقدر لوس تشریف دارن. آقا دوسه روزه زلزله اومد اینجا. بزرگترینش 5 ریشتر بود تو عمق 10 کیلومتری زمین.ملت رفتن چادر گرفتن از هلال احمر تو مصلا یا کنار دریا تو ماشین خوابیدن. من که  عین خیالم هم نبود. بیشتر یاد  آدربایجانی ها وبمی های طفلکی افتادم. بارون هم میاد . خیلی خوشگله به شدت اما کوتاه مدت. فکر کن تو اون بارندگی زلزله هم میاد قاطی کرده اصلا :))

چند بار بهتون گفتم تو جزیره ملک بخرید چون زمین تو جزیره محدوده. مثل تهران نیست که زمین های تهران تموم بشه برن اطرافشو بسازن. اینجا جزیره است دور تا دورش آبه .همین ساختمون های پروژه ما اوایل سال 91  متری 3 تومن بود بعد اول سال92 شد 5 حالا به 7 و 8 هم رسیده.یعنی اونی که با متری 3 تومن پیش خرید کرد بعد از یکسال همون ملک رو فروخت متری 7 تومن. این یعنی سود 100 %. خیلی هم خوب.

در ضمن اینو هم بگم که در حال حاضر اگه می خواهید بیاید اینجا  و از بازارها خرید کنید که با تهران  تفاوت قیمت داشته باشه. یکی لوازم آرایشه  یکی عطر ( که اونم اگه اصلشو می خواهید باید از مراکز خاص و اصلی خودشون بخرید)و بعدی هم شکلات و از این جور خوراکی ها. در ضمن چای هم اینجا هنوز اصلش میاد و از نظر کیفیت با اونی که تو تهرانه خیلی فرق داره. یکی هم خرید از برندهایی مثل نایک یا پوما و آدیداس هست که بین 50 تا 80 تومن اختلاف قیمت هست حدودا.اینم چیزایی که یادم اومد و نوشتم گفتم شاید به کارتون بیاد. فعلا تا بعد. مواظب خودتون باشید

نوشته شده در یکشنبه ٢٢ دی ۱۳٩٢ساعت ۱٢:٤٩ ‎ب.ظ توسط لیلیان نظرات () |

خوب یه چند وقتی در جزیره رابینسون کروزوئه نبودم و کلا دوست ندارم به جز کامپیوتر خودم از کامپیوتر دیگه ای استفاده کنم.برای همین هم از این دنیای مجازی دور افتادم. خدارو شکر که عادت شدید به ف.ی.س هم از سرم افتاده و حالا گهگداری میرم یه سری بهش میزنم.

تو این مدت هم به این نتیجه رسیدم که اولا پشت دستمو داغ کنم تا دلم برای هر کس و ناکسی نسوزه. آقا تا یکی از مثلا !!!! دوستان!!!! که یه دشمن قوی خیلی بهتر از این مثلا دوستان  عمل می کنه!!! گفت افسردگی دارم و مشکلات دارم .شوهرم سرکوفت میزنه که بیکاری و تو خونه موندی و  رییس قبلیت انداخت بیرون و ....ما دلمون بیشتر از اون طرف براش سوخت( یه لحظه هم فکر نکردم با خودم که چرا این خانم تاحالا سه تا محل کارش دعوا کرده و از هر سه محل کار اخراج شده !!! همیشه دلم براش میسوخت که اینه نتیجه دلسوزی بی مورد و فکر نکردن) و هی رفتیم تو دفتر مدیرعامل و هی کوپن براش سوزوندیم. تا جایی که مدیرعامل طفلکی دلش برای ما سوخت و این خانم با مدرک دیپلم ردی رو استخدام کرد. از اونجایی هم که ازطرف من اومده بود تو این شرکت کسی جرات نداشت به خانم نازکتر از گل بگه. خوب یکی نیست به من بگه چرا بیشتر از جنبه و ظرفیت آدمها بهشون احترام میزاری؟ چرا؟؟؟ اونوقت این آدم بیاد بشه مارمولک مجموعه.ذات آدم و انقدر خراب؟؟؟؟ نه آدمیزاد نمیتونه انقدر جنسش خراب باشه!! کلا به آدمها که بیشتر ازظرفیتشون احترام میزاری توهم برشون میداره اونم توهم از نوع بسیار شدید و فضایی. خوب این آدمها احترام به خودشون ندیدن و قاطی میکنن یهو. بگذریم اینم شد تجربه ای که تا یکی کلا ازم کمک میخواد خیلی مستقیم می گم نه نمیتونم.حتی اگه بتونم و برام راحت باشه. قبلنا  حتی اگه به سختی هم میفتادم مستمر پیگیر بودم. اما حالا نه گفتن رو یاد گرفتم.تا قبل از این فکر میکردم هر کاری از دستم بر بیاد برای هرکی که بتونم انجام میدم اما الان دیگه نه.

این تجربه با این یه نفر به دست نیومده ها. بعد از چند مورد بوده.

باید یاد بگیریم اول خودمون دوست داشته باشیم دوم خودمون و سوم هم خودمون در آخر بقیه. خوب شد اینجا نوشتم و سبک شدم. فعلا

نوشته شده در پنجشنبه ۱۸ مهر ۱۳٩٢ساعت ۱:۳٧ ‎ب.ظ توسط لیلیان نظرات () |

مشاهده یادداشت خصوصی

نوشته شده در دوشنبه ۱٠ تیر ۱۳٩٢ساعت ٩:٤٠ ‎ب.ظ توسط لیلیان نظرات () |

*-این روزها اکثرمون وقت بیشتری رو تو ف ی س می گذرونیم. یه نکته ای که از اولش برام یه علامت سواله اینه که انگیزه اینایی که با یه اسم مستعار و با یه پروفایل خالی و یه عکس گل و بلبل میان آدمو ادد می کنن. و خیلی هم مصر هستن،انگیزه شون چیه؟ خوب می دونم که میخوان بیان از خیلی چیزا سر دربیارن...چه فایده ای داره آخه؟ با عرض معذرت هیچکدوم اینا رو بنده اکسپت نمی کنم . آدم و قتی دوست داره با کسی آشنا بشه با روی باز جلو میره خودشو معرفی می کنه و بعدش درخواست دوستی میده. نه اینکه نقاب بزنه اسمشم نگه بعد توقع صمیمیت هم داشته باشه!!

*-دوستان گلم که قرار بود اطلاعات مربوط به پروژه رو براشون بفرستم جهت استحضار بگم که در راستای تغییر  مدل دفترمان( که یکی از واحدهای آپارتمانی و سمپل بوده)  ، در حال حاضر آواره بوده و هراز گاهی از کامپیوتر همکاران استفاده می نمایم. در اسرع وقت که به وصال کامپیوتر خود برسم حتما برایشان مختصر اطلاعات را ایمیل خواهم نمود. ضمنا دفتر فروشمان کاملا مستقل است و من فقط می توانم از تخفیفات مربوط به سمت خودمان، برایشان استفاده کنم .باشد که رستگار گردم :))

*- خوب ب ب ب !! حالا از دو رستورات تازه تاسیس جزیره براتون بگم اولی ر.و.ی.ا.ل اس.تار که وقتی می روید، موقع برگشت با یک صورتحساب نجومی روبرو می شوید. راه فرار هم ندارید چون از املت 16 هزار تومانی دارد ( با 15% حق سرویس) تا پیتزای 40 هزار تومانی و چلو کباب کوبیده 30 و خورده ای هزار تومانی ،، یعنی از غداهای سنتی تا فرنگی. البته ناگفته نماند که کیفیت نسبتا خوب ! دکور شیک مدل الیزابتی و سرویس دهی  خوبی دارد.

دومی هم فود کورت د.ا.م.و.ن که محلی است پاتوق گونه برای جوانان عزیزی که هیچ تفریحی به جز رستوران رفتن ندارن. یعنی نمونه کار عروس و داماد اگر می خواهیدببینید، حتما 5 شنبه شب سری به این محل بزنید. غداهاش هم خوبه .به نسبت کیفیتش، قیمتش هم خوبه . ( رفتار کارکنان خانم پای صندوق را که فکر می کنن صاحب کل مجموعه هستن را، کلا نادیده بگیرید. خوب عزیز من، نمی خواهیم ازتون خواستگاری کنیم که!!! فقط قراره ازمون سفارش بگیرید و ما پولشو بهتون بدیم . همین !!! )

*- به دلیل معروف همیشگی یعنی همان خواننده هایی!! که از آشنایان و دوستان اسبق بوده و حضورشان باعث میشود که به راحتی نتوانیم حرف های دلمان را بزنیم و راحتتر با شما گپ و گفتگو داشته باشیم ، با توجه به نظر شما عزیزانم، آیا اینجا را رمزی بنمایم ؟

 

نوشته شده در دوشنبه ۱٦ اردیبهشت ۱۳٩٢ساعت ٢:۱٦ ‎ب.ظ توسط لیلیان نظرات () |

سلام. کسی اینجا صدای منو میشنوه احتمالا؟فکر کنم دیگه همشون منو یادشون رفته :( تقصیر خودمه از بس که خودمو درگیر زندگی و کار کردم.این زلزله ها هم که دست بردار ما نیستند دیگه اگه یه شب نیان نگرانشون میشیم!! بچه که بودم همیشه آرزو می کردم یه زلزله بیاد ما رو تکون بده ببره بچسبونه به دبی !!! الان هم میشه این اتفاق بیفته؟ من قانعم به همین دبی:) آقا ما قبل از عید هی گفتیم بیایید از واحدهای ما پیش خرید کنید هی همه ناز کردن متری 3 تومن حالا شده 5 تومن تازه به همه هم نمی فروشیم ما انتخاب می کنیم که به کی بفروشیم !!در ضمن اینکه بازم این قیمت پیش فروشه. یعنی اگه کامل بشه خیلی گرونتر هم میشه. یکی از بهترین جاهای جزیره است خیابون شیک که همه خونه هاش نوسازه یعنی همزمان ما دارن میسازن. تازه کلی هم خدمات شهرکی داریم و از این حرفها از همه خوشگلترش که من عاشق چوبم :)) اینکه نماش هم ترکیب چوب و سنگه. و  علاوه بر واحدهای آپارتمانی،واحدهای ویلایی اختصاصی هم داریم که دوبلکس هاش آسانسور هم داره یه سری هاشونم که سوپر لوکسن ،استخر هم دارن که همه جوره محصور شدن و اطرافیان نمیتونن دید بزنن. ای وای امدم از خودم بگم دوباره شد کار !

دوباره بهار شد و اون حس اینکه دلم میخواد تو یه کلبه چوبی و بدون تکنولوژی زندگی کنم امده سراغم . کلا هم هوس مهاجرت زده به سرم. حداقلش اینه که همزبونت نیستن و فقط کنارشون زندگی می کنی حرف همدیگه رو هم که نمی فهمیم و راحت.

خواستم بازم بنویسم اما خیلی طولانی شد. دفعه بعدی میام با دو سه تا رستوران جدید در جزیره :))

نوشته شده در یکشنبه ۱ اردیبهشت ۱۳٩٢ساعت ۱٢:۳٠ ‎ب.ظ توسط لیلیان نظرات () |

سلاممممم. می دونید چه انگیزه ای بود که اومدم بنویسم الان؟

یه فرشته کوچولوی خوشگل که از رنگ موهاش از پشت سرش فهمیدم که کیه قلب

چهارشنبه شب در حال خرید تو بازار پردیس 2 بودم که یهو آیاتای خانم عروسکو دیدم.http://ayatay.niniweblog.com/ که دیگه نتونستم خودمو کنترل کنم و رفتم جلو .اولش که خجالت می کشیدم همسر جان و دوستش تشویقم میکردن برو جلو. قربونش برم خیلی خیلی دوست داشتنیه. حیف که دفعه اول بود و باید آرامش خودمو حفظ میکردم. حالا اونجا من داشتم غش می کردم برای آیاتای که خانم گ.ش.ت ا. ر شا.د اموده جلو به یه تار موی ما گیر داده. فکر کننننننننن.اونهمه آدم عجیب غریب تو بازار اونوقت به یه تار موی ما گیر داده!!!! خلاصه که نمی دونید چه فرشته ایه این آیاتای خانم. ماشالله مثل عروسکه. خیلی دوستش داشتمممم. مامانش هم که خیلی خانم و دوست داشتنی.ایندفعه اگه ببینمش دیگه خودمو نمیتونم کنترل کنمنیشخند

انگار نه انگار که 16 امین روز زمستونه . هوا یه خورده خنکه . امروز که امدم سر کار میخواستم کولر روشن کنم.راستی یه سوال؟تو شهرهای دیگه هم انقدر گرونیه ؟ اینجا که همیشه با شهرهای دیگه اختلاف قیمت تو همه چیز هست. به خاطر دوری از سرزمین اصلی.اما بعد از گرونی دلار و درهم همه چیز بیشتر گرون شده. آهان اینو هم بگم که بالاخره بعد از یکسال اون شنبه موعود رسید و من بعد از شکستگی پام بالاخره رفتم باشگاه هوراااااا

نوشته شده در یکشنبه ۱٧ دی ۱۳٩۱ساعت ٩:۳۳ ‎ق.ظ توسط لیلیان نظرات () |

Design By : Night Melody