دختر بابا و پسر مامان
اولین سلام در سال 1391 بر شما دوستان عزیز امسال جزیره بسیار شلوغی داشتیم. بسیار شلوغ. ترافیک های زیاد که اگه قرار بود همیشه اینطوری باشه اصلا نمیشد اینجا زندگی کرد.که خدا رو شکر رفتند. ما همچنان مهمان داریم!! وقتی با مهمانان عزیز سری به بازار میزدم کلی خنده ام میگرفت از این قیمتها. کفش خوب از 100 تومن به بالا. کیف حدود 200 به بالا مانتو که خریدم 245!! بعد فروشنده چنان راحت می گه 245 هزار تومان که انگار داری 2000 تومن پول می دی. اجاره خونه ها رو بگو. تو این موقعیت همسر جان اومده خونه رو رهن بده سرخود 3 میلیون تخفیف داده. بهش می گم کی به ما انقدر تخفیف میده که تو به مردم آسون می گیری؟!!نرمال اجاره یه خونه دو خوابه حدود 80 متری اینجا تو منطقه صدف 5 تومن پول پیش-1600 تا 1700 شده. کسیکه 1700 میخواد اجاره بده خوب باید بالای 5 تومن حقوق داشته باشه.چند روز پیش رفتیم خونه های همون برج معروفه تو جزیره که اون آقا معروفه توش زندگی میکنه رو ببینم خوب از این خونه هوشمندهاست که همه چیزش با smsهم کنترل میشه. چه خونه های شیکی . زیباااااااااااااااااااااااا. دوست داشتم. آقا جون من !! من همیشه می گم زندگی مال پولداراست. با پول عشق هم میشه خرید علم هم میشه داشت احترام که کرور کرور می ریزه رو سرت.نگید نه که عصبانی میشم مثل اینکه راستی راستی داره عید میشه . خونه رو کلا تکوندم و مبلها رو دادم شستن اونم با دستگاه و همینطور فرشهای نازنینم رو که عاشقشونشم رو دادم به قالیشویی. و کلا خونه بوی گلهای بهاری رو میده اما این گرد وغباری که همراه با یک باد بسیار شدید اومده تو جزیره حسابی حالی به پنجره های نازنین داد! امروز یعنی 28 اسفند 90 انقدر سرد بود که برای رسیدن به ماشین میدویدیم!! فردا هم مامان نازنینم میاد جزیره و کلی بابتش خوشحالم . امسال هم مثل سالهای گذشته اینجا خیلی شلوغ شده و از حالا هیچ جا جای پارک ماشین پیدا نمیشه. ایشالله به همه عید خوش بگذره و مخصوصا برای عزیزان و دوستان و شما بهترین عید باشه. سال 90 رو زیاد دوست نداشتم . ایشالله که حالا که یه یک میاد کنار 90 و از تنهایی در میاد و خوشحال میشه ما هم خوشحال باشیم تو سال جدید.راستی مدیرعامل منطقه آزاد ک.ی.ش هم برامون کارت تبریک ویژه عید فرستاد هم متنش خیلی زیبا بود هم عکس کارتش . دستش درد نکنه .کلی هم کنسرت های نوروزی هست برای علاقمندان به کنسرت که اولیش مال گروه 7 بود.محسن یگانه و بنیامین و فرزاد فرزین و .... چند تا دیگه که همه کاملا باخبرند که اینو برای اطلاع دیگران میگم . من که اهل کنسرت رفتن نیستم.کلی هم باید عیدی بخرم .یک عیدی بسیار زیبا هم از یک دوست بسیار عزیز گرفتم که مثل یچه ها گداشتمش کنار تختم و با نگاه کردن بهش خوابیدم. (یک گوشواره مثل ملکه ها سال نو بر شما مبارک دلتون به صافی این خلیج همیشه فارس می گم حال این هوا هم خوش نیستا!!یه روز انقدر گرمه که یه کوچولو کولر روشن می کنیم. یه روز انقدر سرده که به همسر جان که اومده دنبالم می گم ماشینو بیار تو پارکینگ تا سوار شم. خلاصه اینکه هوا هم قاطی کرده.می خوام مانتو بخرم یه دونه زیر 140/50 نمیتونم پیدا کنم. کفش هم از 70/80 شوع میشه. به ویترین ها که نگاه می کنم می گم ای روزگاررررررررر ...اون روزهایی که سر کار می رفتم و با پول خودم هر چی دلم میخواست میخریدم. خداروشکر می کنم . همسر طفلکی کم نمیزاره. اما خوب وجدان خودم کجا رفته؟یکنفر داره کار می کنه اونم با خرج ماشین و خونه و اینهمه مهمونداری!!! و .... خب گناه داره. اون موقع هایی که سر کار می رفتم یه قسمتی از پولمو هر چی دلم میخواست می خریدم حالا چه برای خودم چه برای هر کی که دوست داشتم.نمیدونم توقعم از کار ، رفته بالا یا واقعیته. با رزومه ای که من دارم نمیتونم برگردم 10 سال پیش و با حقوق اون موقع هام شروع کنم . اینجا یه جای کوچیکه. اونایی که تو کارای بزرگن همدیگه رو به اسم خوب میشناسن. اگه برم یه جای کمتر از جای قبلیم . هزار تا حرف و حدیث در میاد که ببین چی شده مجبور شده بره سر اینکار!؟ خوب تازه اگه بخوام از جنبه مادیش هم نگاه بکنم این شرکت های معمولی که نمیتونن اون حقوقی رو که قبلا داشتم بهم بدن. ای خدا بگم این ت.ح.ر.ی.م و 30 .یا.ست رو چی کار بکنه که ما رو از کار بیکار کرد.( خوذمونیما اون اوائلش که سر کار نمی رفتم همچین ناراحت هم نبودما. از بس که کارهام پر مسئولیت و استرس زا بوذن اما خوب به حق هم که بگم یاد حقوقم خوشحالم میکرد شاید هم بر گردم به کاری که اوائل که اومده بودم جزیره شروع کردم و به خاطرش درسشو هم خوندم از بس که علاقه داشتم. یعنی همون هتلداری. که خوب بازم باید برم تو هتلهای خوب. نمی دونم . باید تصمیم بگیرم که بعد از عید یه کار خوب دست و پا کنم. این همسر جان ما هم که خیرش به همه می رسه نوبت من که میشه میگه امکان نداره برم سفارش کنم بگم همسر من رو استخدام کنید .خودم باید از ارتباطاتم استفاده کنم. کاری که دوست نداشتم اما خوب الان مجبورم . مجبورررررررر یه درخواست هم به کائنات عزیز بدم و ازشون بخوام که زودتر به کار من رسیدگی کنن. دلم گرفته. از همه آدمها گرفته .بلانسبت و دور از جون را هم شامل نمیشه. همه دورو همه منفعت طلب. همه دوروغگو و بی چشم و رو.من الان شاکیم از تربیتی که شدم از اینکه بهم یاد دادن که تو ارتباط یا آدمها فقط خود آدمها رو ببینم و نه لباس تنشونو. از اینکه یکرنگ باشم و دیگران هزار رنگم کنند. از اینکه تو یاد گرفتی به خاطر حجب و حیا سکوت کنی و اونها از این مساله سو استفاده کنن شاکیم. از اینکه روت نمیشه دروغهاشونو به روشون بیاری از اینکه فیلمهاشونو به روشون بیاری شاکیم. دلم میخواد از صفر شروع کنم. برم یه جایی که زبونشونو نمیفهمم.بدون رودرواسی. که هر چی بلاست همین رودرواسی سرم میاره. از دست خودم عصبانیم نه سیاست دارم نه یه خورده بلدم خودمو لوس کنم نه برای کسی ناز کنم . وای خدای من اینجا دیگه کجاست؟ خیلی عصبانیم.نه بیشتر شاکیم به خاطر حماقت خودم.به خاطر اینکه خودم با ملاحظه کردن و به رو نیاوردن خیلی چیزها و خیلی کارها و رفتارها همه رو پررو کردم.اینایی رو که نوشتم به شما نیست. به همونایی بر میگرده که تو دنیای بد واقعی باهام زندگی می کنن و از سادگی آدمها سو استفاده می کنن. اون موقعی که سیاست تقسیم میکردن من تو صف سادگی برای خودم تو بیخبری وایساده بودم. اینکه یکنفر سکوت کنه و به هر دلیلی نخواد که درد دل کنه و مشکلاتشو تو بوق و کرنا اعلام کنه، دلیل بر این نیست که فارغ از مشکلات این دنیا داره زندگی میکنه و اسمش علی بی غم هست. هی تند تند بهش نگین خوش بحالش چه سر خوشه و همش در حال خنده است و حوصله زیادی داره. این روزها به شدت بی حوصله ام.تا مجبور نباشم ،از لاک تنهایی خودم دوست ندارم دربیام . انقدر زیاد که 5 شنبه این هفته یک درخواست کار خیلی مهم رو خودم از دست دادم. فقط به دلیل اینکه حوصله نداشتم ... شاید باورتون نشه .اما بهر حال این اتفاق افتاد. اونم کاری که شاید مدتها بود دنبالش بودم. چند روزه تو جزیره بادهایی می وزه که همه چیزو بهم ریخته از جمله پروژه لباس پهن کردن می گما امسال چه جزیره ای داریم ما.خدا بگم چکار کنه اونیکه ا *ر*زو گرون کرده .حالا همه میخوان بیان سفر اونم داخلی اونم جزیره. از بچگی عیدو دوست نداشتم . مخصوصا این شکلی هم بشه که دیگه هیچی. خودمون که مهمون داریم هر بازاری هم که می ریم هزار تا فامیل !!!و دوست و آشنا هم میبینیم و این مادر فامیل دوست من که ،تعارفشون کن بیان پیش ما.من نمیگم مسافر نیاد. مسافر باید بیاد اونم با این شغل آقای همسر، زیاد بیاد. اما با توجه به ظرفیت جزیره.با توجه به امکاناتش. راستی یه خبر دیگه اینکه دانشگاه آزاد دانشجوی پزشکی و دندانپزشکی هم از ترم بهمن گرفته. می گم چه کاریه اینهمه می رید درس می خونید استرس می کشید که چی بشه ؟؟کنکور قبول بشید؟ به خودت زحمت نده جانم. اینجا همه رشته ای از هر دانشگاهی داریم ما. از دانشگاه تهران گرفته تا صنعتی شریف و دانشگاه آزاد.علمی کاربردی هم که خیلی وقته داریم. (از وقتی این دانشگاه ها اومدن به این طفلکی دیگه توجه نمیشه ) همه هم بدون کنکور. با همون مدرکی که کنکور قبول شده ها می گیرن. فقط خوب پولیه. (البته که از طریق کنکور هم می تونید شرکت کنید هزینه اشون کمی پایین تر میشه).یه بار باید راجع به دانشجوهاشون بنویسم همه بچه پولدارخفن و... تازه معروفترینشون هم همسایه ساختمان روبروی ما که دانشجوی یکی از همین دان*شگ*اه*هاست که گفتم.فکر کنم همه تون می دونید کیو می گم.پدرشون از م*ه*م*ترین افراده ک*ش*و*ره. *این چیه مد شده همه یه پست میزارن که سرم شلوغه و همه تونو میخونم اما وقت ندارم براتون کامنت بزارم واما شما برام کامنت بزارید. آی رو مغزمه ها سلام من اومدم با پایی که از گچ رها شده اما درگیر فیزیوتراپیه. و به گفته آقای دکتر تا اردیبهشت به وضع عادی خودش برمیگرده.دوهفته پر از ماجرا داشتیم. خیلی سرمون شلوغ بود. اصلا وقت اینترنت گردی نداشتم. دلم پیشتون بود. یک مهمون خیلی خیلی عزیز هم داشتیم که از اون سر دنیا اومده بود.حالا که رفته کلی دلمون براش تنگ شده.کلییییییییییییییییییییی. یه نکته ای رو بگم. دوستان عزیز به من می گن ناشکری میکنی که هی میگی مسافرت میخوام!! عزیزانم درسته که از نظر من بهترین جای زندگی تو ایران ،همین جزیره خودمونه( بماند که انقدر شلوغ شده که ما هم داریم صاحب ترافیک میشیم!)اما خب اینجا محل زندگی ما هست و مثل شما عزیزان که فقط چند روزی رو میایید مسافرت و همش به گشت و گذار می گذرونید برای ما اینطوری نیست.مثل این میمونه که شما که مثلا تهران زندگی میکنید وقتی به همسرتون بگید منو ببر مسافرت ، شما رو ببره از میدون راه آهن تا تجریش بگردونه و شما خوشحال و خرم بشید!که رفتیئ مسافرت.!باور کنید به جز خریدهای ضروری ما به بازار نمی ریم. اولا که کار و زندگی داریم و تازه مگه چند تا بازار داره اینجا؟ تهران صد برابر اینجا تنوع اجناس داره. این خیلی بده که اجازه میدن از اونور آب مسافرا با ماشیناشون بیان چون متاسفانه با قانون شهرهای دیگه رانندگی میکنن . اینجا خبری از بوق زدن و سرو از پنجره بیرون کردن و حرف های زشت زدن نبود. از بهمن تا اردیبهشت که این ماشینا میان این صحنه ها دیده میشه. هاها اینجا یه "خانه وحشت" اوپن شده که موجودات ترسناکش واقعین. چنان دنبالت میکنن و کتک می زنتت و یا با اره برقی دنبالت می کنن که دوپا داری و دوپای دیگه هم قرض می کنی و فرار می کنی. من که با این پام نمی تونم برم. اما هرکی رفته کلی مورد عنایت قرار گرفته چند تا هم کنسرت تکراری گذاشتن که فقط احسانو رفتم.البته به خاطر همراهی با دوستان عزیز. من کلا کنسرت رفتن تو ایران رو نمی پسندم کاش این گوگل ریدر راحت بود. حالا که سخته. از مال دیگرون استفاده میکنم.آیا حلاله؟ سلام.اگه جزیره بودید و تو بازار دیده بودید که یه خانم عصا بغل و با پای شکسته داره خرید می کنه، خوب موفق شدید لیلیان وبلاگی رو ببینید. بعله خودم بودم. دیگه بعد از 3 هفته خونه نشینی خل شده بودم و در یک عملیات انتحاری به بازاررفته و خریدهای مورد نیاز و صد البته بسیار ضروریمان را انجام دادیم. ( البته فقط تونستم دوتا مغازه رو ببینم. )ها ها تازه جمعه صبح هم به ساحل مرجان رفته و نیمروی زغالی و آبمیوه تازه و چای و نان سنگگ تازه و خامه عسل تناول نمودیم. چه هوایی چه هوایی. شما هم بودید تو اون هوا هوایی میشدید خب. انقدر این ناخنها رفته بود رو مخم که با ضرب و زور سوهان دخلشونو آوردم و حالا از محلول Neostrata , و محلول بلند کننده ناخن Mavala استفاده می کنم تو این چند روزه که خوب بوده و ازشون راضیم.یه توصیه دیگه: اگه به موها و دندونهای خودتون علاقه دارید،فکر زندگی در این جزیره زیبای مرجانی و از سرتو ن کاملا بیرون کنید.چند وقت یکبار مجبوریم شیرآلات رو عوض کنیم به خاطر اینکه از شدت املاح موجود در آب می پوسن. دیگه ببینید این آب با مو و دندون چکار می کنه. حالا خوبه که جزیره آب لوله کشی تصفیه شده داره مثلا!!! دلم خیلی مسافرت میخواد. اینو هی دارم تکرار می کنم تو پست هام. به خاطر کار آقای همسر ما نمیتونیم زیاد مسافرت بریم. و 10 سال هم هست که عیدها رو تو جزیره ایم و مشغول مهمونداری.هزار تا تهدید اساسی کردیم همسر جانو که بعد از تعطیلات عید ما رو به یه مسافرت توپ ببره. باشد که موثر افتد. اینم عکس هوای خوب!! و تمیز و ساحل زیبای مرجان اول از همه: چقدر عنوان انتخاب کردن سخته!! چرا همه چیز آقایان برمیگردد به خودخواهی و زورگوییشان؟ چرا وقتی ناراحتت می کنند و پشیمان میشوند انتظار دارند که تو قلب شکسته ات را زیر پا بزاری و سریع با یک لبخند و خوش و خرم بدون اینکه مثلا ناراحتی پیش آمده نیشت را باز کنی و ببخشیدشان؟اما وقتی که مثلا آنها از شما ناراحتن، ساعتها و شاید هم یکی دو روزی اخم و تخمشان را باید به جان بخری و همیشه حق با آنهاست؟ امروز رفتم دکتر. گفت نمیشود پایت را باز کنی هنوز جوش نخورده. هر چقدر هم قسم و آیه که رعایت می کنم .شما این گچو بازکن. قبول نکرد گفت اگر الان باز کنی تمام این مدتی که پایت تو گچ بوده هدر می رود....هوای حوصله ام به شدت ابریست.همه کارهایم روی زمین مانده.خونه کلا به یک خونه تکونی 5 ریشتری احتیاج داره. کلی خرید دارم. کلاسهای عقب افتاده. تازه ناخنهایم ( کاشت است)احتیاج به ترمیم دارند. از ناخنهای نامرتب متنفرم.راستی بعد از 10 سال میخوام یه تغییر اساسی در خودم بدم و بروم آرایشگاه موهایی که تا به امروز به زیر کمر می رسد را کوتاه کنم.کمی دیگر بگذرد تبدیل به راپونزل خواهم شد!! راستی دعا کنید کارمان درست شود از اینجا برویم.اینجا ماندن دارد بهم فشار میاورد.قصد خیلی دورشدن ندارم. همین کشور همسایه که من خیلی دوستش دارم.بعد از آ.م.ری.کا. این کشور همسایه را در دنیا دوست دارم. فقط همین دوتا کشورو دوست دارم.هرکی یه دعا بکند خودش میشود کلی. همین الان دعا کن.پلیز
این پست یه خورده مادی شد اما خوب نمیشد که ننویسم گفتم بنویسم که همه چیز خوبه و آرومه و خدارو شکر بابت این چهل و خورده ای که می گیریم.
)تلفن زدن برای گفتن تبریک عید برام خیلی سخته. اونم در ساعات اولیه سال نو. از این متن های قلمبه سلمبه هم بلد نیستم. فقط اینکه برای سلامتی خانواده ام و دوستان عزیزم دعا می کنم و می گم که خدایا تو این سال جدید ،بهترینو که می خوان بهشون عیدی بده در کنارشون هم نگاهی به من بنداز و به حاجات ما برس. مرسی خداجون .

)
حالا باید بشینم فکرامو بکنم.
و ت*ها*ج*م فرهنگی ما رو . حالا به جز چندتا کانال وطنی که سیگنالهاشون خیلی قویه ما از کانال دیگه ای بهره نمی بریم. سرعت این شبکه جهانی هم که معرف حضورتونه و فندق شکن هم که نداریم!!و چند وقتی هم هست که حضرت عزراییل در جزیره پر کار شده اند و همه اینها دست به دست هم می دن تا روحیه ما رو حسابی پالایش بدن.






| Design By : Night Melody |
